الشيخ محمد تقي بهجت
370
جامع المسائل ( فارسي )
نباشد مثل فرض قصد مصلحت عابرين با انتفاع آنها ضامن است آن چه تلف مىشود به سبب تعدى آتش ، از نفس و مال را ، از مال خودش ، اگر چه قاصد اتلاف نباشد ، مثل سائر موارد شبه عمد . و اگر مباشرى اقوى سوزاند مثل آن كه القاء در آتش كرد ضمان بر مباشر است نه بر سبب ، در فرض . اگر قصد اتلاف نفس داشت با احراق در آتش روشن كردن اگر چه در ملك فاعل باشد و راه فرارى براى طرف نبوده و سبب ، غالبىّ الاتلاف بود يا مقصود به آن اتلاف نادرى آن بود ، بنا بر يك احتمال مورد قصاص است . اگر فضلات مركوب شخصى موجب اتلاف شود اگر فضلات مركوب كسى در طريق عام سبب اهلاك عابر يا اتلاف مال او شد به واسطهء لغزيدن و نحو آن اظهر عدم ضمان است در صورتى كه خارج از متعارف و به نحو مضرّ به عابرين نبوده است ، چه آن كه بول دابّه مثلًا در حال سير بوده يا در حال وقوف جائز ؛ بخلاف وقوف ممتدّ غير جائز به واسطهء ظن به تضرّر عابرين . و همچنين است حكم القاء قمامهء منزل كه موجب لغزش عابرين مىشود احياناً ، يا آب پاشيدن در طريق و معبر عام ، كه دائر است ضمان ، مدار اضرار و تعدى به عابرين ، و با جواز و عدم عدوان و متعارف بودن ، به خصوص القاء خاص به نحوى كه سيره بر ترك محافظت از آن است . و همچنين صورت قضاء عادت به سببيت آن به اتلاف . و در صورت تعمد مارّ وضع قدم را به موجب لغزش خلاف متعارف ، مباشر اقوى است مطلقاً . نسيان و غفلت در فرض ضمان به عدوان شأنى و در صورت ضمان به عدوان شأنى ، نسيان و غفلت ، رافع ضمان نيست چنانچه گذشت . و در صورت تعمّد قتل يا غالبيت سببيت يا نادر بودن آن و اكتفاى به قصد قتل ، مورد قصاص است ، چنانچه گذشت . رعايت مما ثلث به حكم به عدم ضمان با عدم عدوان و در اطلاق ضمان با تلف صبىّ غير مميّز و مجنون و حيوان در جائى كه اگر كامل بود ، ضمان نبود حتى اگر واقعه در ظلمت شب و از نابينا واقع مىشد ، تأمل است ،